شاید اون کسی که داره میره من باشم
ولی این تو هستی که منو تتها گذاشتی
قسمت عاشقانه و دل شكسته یکی رو دوست داری، و اون فقط تورو دوست داره ..... حالا این دل جای "او"ست آرزوهایمان را برآورده می کنی ناامیدی ها، همه امید میشوند آدم که تنها باشد عاشق عکس هم میشود... انگار که تنهایی فقط دنبال جمع کردن حسرت است... زمستان است و من شنیده ام که روزها کوتاه تر می شود ولــــی نمیدانم چرا دارند این روزها هی بلند تر میشوند ؛ بی تو !!! شاید اون کسی که داره میره من باشم ولی این تو هستی که منو تتها گذاشتی مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم... اما... تا دلت بخواهد همدرد دارد... داغ تمام نوشته هایم دلم سفر می خواهد ! مات شدم دلــــــم که گـرفته باشــد با صـــدای دستــــفـــروش دوره گـــرد هـــم گریه میــــکنم ، چه برســـد به مــــــــرور خاطــــــرات با هـــم بودنمــــــان.... اگـر امـشب هم از حوالی دلم گذشتـی، مهربانم این روزها بیاندیش به بادبادک های بر باد رفته مهربانم این روزها بیاندیش به بادبادک های بر باد رفته نترس از حجوم حضورم.... چــیزی جـز تنــهایی با مـن نیـست... شده تنهایی ِ دست هایت , بر تمام روحت تازیانه بزند؟؟؟ تمامِ وجودت را برانگیزد و ... و ناگهان فواره ای از اشک , از چشمانت جاری شود؟؟ اشک های بی پناه من است که بی قرارانه به روی گونه هایم لغزیده اند و من ارام پناهشان داده ام! اهای ببینم؟!! گریه هم نمی توانم بکنم؟ تـــــــــوو این سکوت بــــــــــــــی دلیل وقت ترانه بـازیه منی ک چشمــــــــــای تورو به همه دنیا نمیـــــــــــدم برای نـــــــــــــــــــــــاز اون نگات از همه دنیا بریـــــــدم حقیقته قــــــــــصـــــــــه ی ما،ترانـــــــه هام فدای تــو گلای ســــــــــــــــرخ هرتپه لای کتــــــاب برای تــــــو حالا چی شد هرچی ک بودمیون عشق منو تــــــــــو ی خاطره شد واسه من تو این شبای سوتوکـــــور.... بــــــــــــــــــــازم م۳ قــــــــــــــــــــــدیـــــــــــــــــــم.... من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش کیست در این سایه کجا میرود این روزها دلم دوباره هوایی شده است چند بار بگویمش که تو رفته ای اما می رود همانجا - که تو هرروز برایش دست تکان می دادی - بالی می زند و باز می گردد . دلم هوایی شده است. تو که رفته ای 440 روز است ... می بینی که هنوز زنده ام هنوز نفس می کشم چون هنوز در اعماق قلبم عشق تو زنده است. هنوزم راه می روم شعر می خوانم و تو هنوز هم مخاطب تمام شعرهای منی... می دانم که حتی دیگرنامم را به یاد نمی آوری. لحظات دوست داشتنم را به دست فراموشی سپرده ای و ... من هنوز هم شب ها تو را به خواب می بینم و همیشه صبح ها بالشم خیس است . دلم یک عشق تازه می خواهد از توی مجازی خسته شده ام. دلم بالی می خواهد برای پرواز دوباره. لطفا از لحظه های من بیرون برو.... میخواهم ثانیه ای تنها باشم بدون تو !!!!!
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|